سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

16

طب در دوره صفويه ( فارسى )

فصل دوم پزشكان « هيچ بخشى از هنر طب پيشگيرى وجود ندارد كه دافع پايان الزامى زندگى بشر و مانع مرگ او باشد و يا حتى زندگى كسى را طولانىتر و حيات او را ممتدتر سازد . چه اين دو جزئى از سرنوشت است و تغيير سرنوشت هم غير ممكن ، پس هنر پزشك در دو چيز است : اول حراست رطوبت داخلى بدن از فساد و دوم حفاظت وجود از تباهى تا بدين ترتيب بدن انسان بتواند صحيح و سالم باقى بماند تا روزى كه خداوند آفريننده او را بسوى خود فرا بخواند . حصول به اين دو هدف فقط از راه حذاقت طبيب بدست مىآيد و طبيب حاذق زمانى مىتواند مفيد باشد كه از وى فرمانبردارى و تمكين بشود و از اينجاست كه گفته‌اند : موفقيت طبيب عاليقدر بستگى بدان دارد كه به هنگام درمان بيمار چهار شرط فراهم باشد : اول حذاقت طبيب ، دوم بيمار فرمانبردار ، سوم كفايت دارو چهارم پرستارى دلسوز . » اينها مطالبى هستند كه تقريبا پانصد سال قبل توسط پزشكى نه‌چندان سرشناس كه در اصفهان مىزيست و غياث بن محمد معروف به صحاف نام داشت برشته تحرير درآمده است و من در فصل قبل شرح حال او را تا آنجا كه براى ما معلوم است نوشتم و در اينجا بايد اضافه كنم كه اگر كسى مىخواهد از مبنا و اصولى كه پاتولوژى و فيزيولوژى عهد صفويه مبتنى بر آن است اطلاع پيدا كند ، بدون شك نمىتواند كارى بهتر از مطالعه كتاب او انجام بدهد . اين تنها كتابى است كه اين شخص نوشته است و من ترجمه ماشين‌شده آن را در اختيار كتابخانه رويال كالج لندن قرار داده و از مطالب آن براى تحرير كتاب حاضر استفاده فراوان نموده‌ام . فيزيولوژى كه غياث الدين و ساير اطباى دورهء صفويه بدان معتقد بودند مبتنى بر وجود عناصر غير قابل رويتى به نام « خلط » بود كه مىپنداشتند در بدن هر انسانى وجود دارد و اين مفهومى است كه در طب جديد به كلى ناديده گرفته شده و فقط در برخى كتب قديمى و احيانا باورهاى عده‌اى از معتقدين به علوم گذشته باقى مانده است . برطبق اين فرضيه خلط انسانى بر چهار گونه است ، كه منطبق با عناصر اربعه بوده و محصول غذائى هستند كه مصرف مىشود . خلطهاى چهارگانه عبارتند از خون ، بلغم ، سودا و صفرا . يك انسان كامل ، و يا بهتر است بگوئيم سلامت كامل ، عبارت از حالتى است كه بين اين اخلاط تعادل برقرار باشد ، اما اين امر عملا غير ممكن است و هيچ وقت يك چنين تعادلى بطور غائى در هيچ انسانى وجود پيدا نمىكند .